سلامی دوباره
-
تاریخ: 1398/8/3 ساعت: 23:51
سلام دوستان، من دارم سرنوشت هیلدا را تموم میکنم، pdf که کامل شد بعدا میگذارم کاملش را، اونهایی که اپلیکیشن رمان های عاشقانه را دانند میتونند تو اپلیکیشن بخش آنلاین بخش پلیسی به صورت آنلاین بخونند.درخ
اطلاعیه
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 1:58
••• زندگیه دیگه گاهی خسته میشی ••• خیلی خسته میشیاونقد که دوس داری خودکارتو بزاری لای صفحاتشیه مدت بری سراغ خودتهیچ کاری نکنیحتی نفسم نکشیاما مشکل اینجاست بعد که برمی گردی میبینییه نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیدهو توهم یادت نمیاد کدوم صفحه بودیگم میشیو هیچی توی دنیا بدتر از این نیستکه ندو...
عشق آدم برفی به خورشید. 32
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 17:53
_من وقتی پدرم مرد همه چیزم را از دست دادم، من شب عروسیم که فهمیدم بچه ای در کار نیست همه چیزم را از دست دادم... من موقعی که آفتاب وارد زندگیم شد همه چیزم را از دست دادم.این ها که تو بهشون میگی مال و منال پشیزی برای من نمی ارزن، بردن که بردن... بدرک. امید دستش را روی شانه ی سیاوش گذاشت:_سیاوش، آفتاب ...
عشق آدم برفی به خورشید. 33
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 17:53
سوار ماشین شد و سریع حرکت کرد، ذهنش درگیر آفتاب بود، دلش نمی خواست که آفتاب لیلا باشد، دلش نمی خواست که آن لیلای مهربانش تبدیل به یک افعی خوش خط و خال شده باشد، باورش سخت بود، نمی دانست حق با چه کسی است، نمی دانست که چه کسی راست میگوید و چه کسی دروغ.موبایل روی صندلی کنار راننده ويبره رفت و اسم سیاوش...
عشق آدم برفی به خورشید. 34
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 17:53
خورشید نیز، آن را حس کرده بود که خود آرام آرام گام های کوتاهی به سمت خجسته بر می داشت و توانست مسافت کوتاه را تمام کند و دو خواهر بتواند در آغوش یک دیگر قرار بگیرند.لیلا که لبخند اش با قطرات اشک روی صورتش در آمیخته شده بود همانند بقیه نظاره گر آن صحنه بود.خورشید، چشمانش را باز کرد و به لیلا نگاه کرد...
عشق آدم برفی به خورشید. 35
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 17:53
_خوب._..xa0_باشه._..._نگران نباش._..._امید... ازت ممنونم.تماس را قطع کرد و روی مبل کنار هیراد نشست.خورشید اول از همه به حرف آمد:_کی بود، خجسته؟_امید بابا زاده. سهیل با تعجب پرسید:_چکار داشت؟_بهم گفت که رضایت بدم از اون جنازه ی تست گرفته بشه، گفت این طوری ثابت ميشه که خورشید زندست، گفت می خواد کاری ک...
عشق آدم برفی به خورشید. 36
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 17:53
چشمان سیاوش غمگین شد._چرا انقدر بهم دروغ گفتی، چرا انقدر بهم ضربه زدی.فریاد زد:_با خودخواهیت همه را نابود کردی، من، لیلا، خورشید، خجسته...حتی خودت را.سیاوش لبانش را تر کرد:_من... معذرت می خوام.پوزخندی زد:_معذرت؟ معذرت می خوای، فقط همین؟وقتی فهمیدم که آفتاب چه بلایی سرت آورده، دلم برات خیلی سوخت، با ...
عشق آدم برفی به خورشید.37(قسمت آخر)
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 17:53
_اتاقش همین. نگاهش را از در اتاق گرفت و به سهیل دوخت،با صدای آرامش گفت:_ممنونم،لطف کردی،میشه تو اینجا بمونی من برگردمسهیل ناراضی سری تکان داد.آرام دستگیره را پایین کشید و داخل شد، سیاوش نیم نگاهی هم نه انداخت تا ببیند چه کسی وارد اتاق شده،برایش هم مهم نبود،دیگر فقط پرستار ها بودند که رفتامد می کردند...
سرنوشت هیلدا.1
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 17:53
xa0 امروز تصمیم گرفتم بعد از یک سال شروع کنم به نوشتن، نوشتن خاطرات چند سال پیش و اتفاقی که مسیر زندگی من خود خواه را تغییر داد. روز اول که برای دومین بار اسمش شنیده بودم به خوبی به یاد می آوردم از دفتر سرهنگ تازه در اومده بودم کارد میزدی خونم در نمی اومد.همون موقع بود که عبدالله که داشت با چند تا ب...
سرنوشت هیلدا. 2
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 17:53
xa0 یکم تلوزيون گشتم هیچ چیز. بدرد بخوری نداشت، رفتم سر گوشیم یکم تو تلگرام گشتم اما حوصلم سر رفته بود دلم ی همصحبت ميخواست.یکی که از این تنهایی درم بیاره، رفتم توی مخاطبینم ی لحظه دلم گرفت کاش توی مخاطبانم یکی داشتم که به اسم خواهر که باهاش درد دل می کردم،یا برادر که باهاش جربحث کنم یا حداقل پدری ک...
سرنوشت هیلدا. 3
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 17:53
xa0 اس باز کردم:_بهتره یاد بگیری چطوری با مافوقت رفتار کنی... اینم آدرس محضر. پوف خدایا خودت بهم صبر بده از دست این مرد. بلند شدم قرص های سر دردم را خوردم و رفتن خوابیدم. **** ساعت ده ربع بود که بالاخره در محضر باز شد و خانم خانم ها وارد شدن،نگاهش کردم سفیدی چشماش به قرمز میزد، احتمالا دیشب نخوابیده...
اطلاعیه
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 17:53
••• زندگیه دیگهگاهی خسته میشی ••• خیلی خسته میشیاونقد که دوس داری خودکارتو بزاری لای صفحاتشیه مدت بری سراغ خودتهیچ کاری نکنیحتی نفسم نکشیاما مشکل اینجاست بعد که برمی گردی میبینییه نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیدهو توهم یادت نمیاد کدوم صفحه بودیگم میشیو هیچی توی دنیا بدتر از این نیستکه ندون...
عشق آدم برفی به خورشید.17
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 11:20
وقتى به یه مگس بال هاى پروانه رو بدى نه قشنگ میشه نه میتونه باهاش پرواز كنه!! xa0 میدونید دارم از چى حرف میزنم؟! xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 "اصالت" xa0 بال و پر بیخود به کسی دادن اشتباهه... xa0
عشق آدم برفی به خورشید. 16
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 9:31
" بعضي وقت ها سكوت ميكني؛ چون انقدر رنجيده اي كه نمي خواهي حرفي بزني! بعضي وقت ها سكوت ميكني؛ چون واقعا حرفي براي گفتن نداري! گاه سكوت ميكني؛ گاه سكوت يك اعتراض است، گاهي هم انتظار، اما بيشتر وقتها سكوت... براي اين است كه هيچ كلمه اي نمي تواند غمي را كه تو در وجودت داري توصيف كند!"
درد دل
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 13:50
سلام چند وقته همش پست می زارم اما دریغ از یک نظر فکر می کردم هرچی جلو تر. میرم یشتر نظر می زارید اما انگار برعکس شد اگه رمان آدم برفی بی مزه شده بگید به خدا ناراحت نمی شم فوقش وبلاگ می بندم.وقتیxa0ی پستی میزارم دلم می خواد شما بیایدنظر بدید بگید درباره ششخصیت ها چی فکر می کنید بگید داستان خوبه یا نه...
انتقام نیایش 11
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 13:50
این پست به خاطر نجمه می زارم که از رمانم خوشش اومد. عزیزم می دونم دیر پست گذاشتم ولی ببخشید ی مشکلی پیش اومده بود برای رمان.قول میدم زود تر بزارم عزیزم.
مهم مهم مهم
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 17:34
سلام سلام به ی xa0کمک نویسنده احتیاج دارم برای نوشتن جملات عشقی و فلسفی جنسیت و سنو سال xa0اصلا مهم نیست فقط یکی را می خوام که هر روز یا یک روز درمیان پست بزاره .xa0 خواهشا هرکس داوطلب توی همین قسمت بگه .xa0 xa0
عشق آدم برفی به خورشید. 14xa0
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 15:05
••• تلخ ترین قسمت هر آهنگ اونجاست xa0 که متوجه صدای خواننده نیستی xa0 و تمام توجهت فقط و فقط xa0 نسبت به یک تصویر گذشته ست xa0 که با اون آهنگ یادت میاد!! •••
عشق آدم برفی به خورشید.13
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 10:36
یادمان باشدxa0 همیشه قدری کنجکاوی پشت : همینطوری پرسیدم! قدری احساس پشت : به من چه اصلا! قدری عصبانیت پشت : چه میدونم! و اندکی درد پشت : اشکالی ندارد ، xa0وجود دارد.....!
عکس از شخصیت های رمان انتقام نیایش
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 2:07
سلام عکس های شخصیت رمان انتقام نیایش گذاشتم که می تونید توی ادامه مطلب مشاهده کنید.